کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نقشه-بردار | کلماتور
معانی کلمه : نقشه بردار
تلفظ بین المللی :
/nˌaq1ʃeːbˈardɑr/
تلفظ :
[n,aq1Se:b'ardAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
نقشه بردار سراسر مریخ
نقشه بردار موضوعی
کاوشگر نقشه بردار فروسرخ میدان وسیع
ماهواره نقشه بردار فراخورشیدی گذران
عکس برداری نقشه سازی
متر نقشه برداری
مهندسی نقشه برداری
میلۀ نقشه برداری
نقشه برداری از اب های روی زمین
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
نقشه بردار. [ ن َ ش َ / ش ِ ب َ ] ( نف مرکب ) نقشه کش. که نقشه چیزی یا جائی را بر کاغذ ترسیم کند.
مترادف و متضاد
surveyor
(اسم)
مساح، بازبین، مبصر کلاس، نقشه بردار، پیمایشگر، زمین پیما
topographer
(اسم)
مساح، نقشه بردار، مکان نگار
واژه نامه بختیاریکا
پَینا
فرهنگستان زبان و ادب
{surveyor} [مهندسی نقشه برداری] کارشناس و متخصص نقشه برداری
کلمات مرتبط
نقشه بردار سراسر مریخ
نقشه بردار موضوعی
کاوشگر نقشه بردار فروسرخ میدان وسیع
ماهواره نقشه بردار فراخورشیدی گذران
عکس برداری نقشه سازی
متر نقشه برداری
مهندسی نقشه برداری
میلۀ نقشه برداری
نقشه برداری از اب های روی زمین
نظرات