معانی کلمه : نقب
لغت نامه دهخدا
نقب . [ ن ُ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ نقاب . رجوع به نقاب شود.
نقب . [ ن ُ ] (ع اِ) گر. خارش . (منتهی الارب ). جرب . (المنجد). || راه در کوه . (منتهی الارب ) (از المنجد). ج ، نقاب ، انقاب . || ج ِ نقبة.
فرهنگ عمید
سوراخ و راه باریک در زیر زمین.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - (مص م . ) سوراخ کردن . ۲ - (اِ. ) سوراخ و راه باریک در زیر زمین .
دانشنامه آزاد فارسی
گویش مازنی
۱دالان زیرزمینی ۲سوراخی که در دیوار خانه ایجاد شود
/naghb/ دالان زیرزمینی - سوراخی که در دیوار خانه ایجاد شود
مترادف و متضاد
تونل، دالان، دهلیز، راهرو، سوراخ
