معانی کلمه : نفرت انگیز
لغت نامه دهخدا
نفرت انگیز. [ ن ِ رَ اَ ] ( نف مرکب ) نفرت آور. ناخوشایند.
مترادف و متضاد
بد، زشت، کریه، نامطبوع
تنفرآمیز، تنفرآور، تنفرزا، منفور، نفرتبار، نفرتزا

بد، زشت، کریه، نامطبوع
تنفرآمیز، تنفرآور، تنفرزا، منفور، نفرتبار، نفرتزا