Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نفخ

تلفظ بین المللی : /nˈafx/ تلفظ :‌ [n'afx]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • نفخ دار
  • نفخ شکم
  • نفخ معده
  • نفخ معدۀ دردناک
  • نفخ صور
  • نفخ انگیز
  • نفخ کردن
  • نفخ نرم افزار
  • نفخ در صور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نفخ . [ ن ُ ف ُ ] (ع ص ) مرد پر از جوانی . (منتهی الارب ). پر از جوانی . (از اقرب الموارد). مرد در کمال جوانی . (ناظم الاطباء). یقول : شاب نفخ و جاریة نفخ . (از اقرب الموارد).

نفخ. [ ن َ ] ( ع اِمص ، اِ ) ناز. بزرگ منشی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فخر. کبر. ( اقرب الموارد ). تکبر. ( ناظم الاطباء ): ذونفخ ؛ ذو کبر و فخر. ( منتهی الارب ). || بلند برآم...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) اتساع معده و روده ها در اثر تجمع گاز.
۲. [قدیمی] دمیدن با دهان، پف کردن.
۳. [قدیمی] باد کردن.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - دمیدگی . ۲ - پری شکم از باد. ۳ - ورم ، آماس . ۴ - فخر و تکبر.

دانشنامه آزاد فارسی

نَفْخ (flatulence)
احساس اتساع در شکم. این اصطلاح برای آروغ زدن نیز به کار می رود.
wikijoo: نفخ

دانشنامه عمومی

نفخ تجمع گاز در دستگاه گوارش است که با آماسیدن و بادکردن شکم، احساس پری و فشار در شکم پس از غذاخوردن و آروغ زدن مشخص می شود. نفخ از نشانه های سوء هاضمه است و معمولاً بر اثر خوردن برخی غذاها که بادزا و نفخ آورند پدید می آید.لغت نامه دهخدادو مورد در تولید نفخ مؤثر می باشند. یکی بلعیدن هوا و دیگری گاز ناشی از تجزیه غذای هضم نشده. در مورد اول بلعیدن هوا باعث جمع شدن گاز درون معده می شود و می تواند به ...

مترادف و متضاد

دم، نفس

باد، ریح

آماس، آماه، انتفاخ، بادکردگی، برآمدگی، پف، تورم، ورم

۱. دم، نفس
۲. باد، ریح
۳. آماس، آماه، انتفاخ، بادکردگی، برآمدگی، پف، تورم، ورم

flatus (اسم)وزش، نسیم، دم، نفخ، باد شکم، گاز شکمwind (اسم)باد، نفس، نفخ، انحناء، پیچ دانbloat (اسم)نفخdistension (اسم)بادکردگی، نفخ، انبساطemphysema (اسم)باد، نفخ، امفیزم...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَفَخَ: دمید(نفخ به معنای دمیدن هوا در داخل جسمی است بوسیله دهان یا وسیلهای دیگر - این معنای لغوی نفخ است ، ولی آن را بطور کنایه در تاثیر گذاشتن در چیزی و یا القاء امر غیر محسوسی در آن چیز استعمال میکنند )معنی نُفِخَ: دمیده شد (نفخ به معنای دمیدن هوا در داخل جسمی است بوسیله دهان یا وسیلهای دیگر - این معنای لغوی نفخ است ، ولی آن را بطور کنایه در تاثیر گذاشتن در چیزی و یا القاء ام...

فرهنگستان زبان و ادب

{flatulence} [پزشکی] وجود مقادیر زیاد هوا یا گاز در معده یا رودۀ باریک که به اتساع این اعضا منجر می شود

کلمات مرتبط

  • نفخ دار
  • نفخ شکم
  • نفخ معده
  • نفخ معدۀ دردناک
  • نفخ صور
  • نفخ انگیز
  • نفخ کردن
  • نفخ نرم افزار
  • نفخ در صور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات