Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نفتالی

تلفظ بین المللی : /nˈafatˈɑli/ تلفظ :‌ [n'afat'Ali]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • نفتالی بنت
  • درانبور ژوزف نفتالی
  • درنبورگ ژوزف نفتالی
  • گلوله نفتالین و ضد بید خوردگی
  • نفتالین
  • نفتالین 1٬8 دیل 1٬3٬2٬4 دی تیودی فوسفتان 2٬4 دی سولفید
  • ناتالی
  • ساروت ناتالی
  • ناتالی ایمبرولیا
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

نفتالی. [ ن ِ ] ( اِخ ) نام یکی از دوازده پسر یعقوب. ( یادداشت مؤلف ) :
ز بلهان دو فرزند مردانه بود
هنرمند نفتالی و دانه بود.
شمسی ( یوسف و زلیخا از یادداشت بخط مؤلف ).

دانشنامه آزاد فارسی

نَفْتالی (Naphtali)در عهد عتیق، پسر پنجم یعقوب که در ایام قحطی کنعان با چهار پسرش همراه یعقوب به مصر رفت (پیدایش ۲۴:۴۶). به استناد منابع غیرتوراتی، او نخستین عضو خانواده بود که برادرش یوسف را در مصر پیدا کرد. خود در مصر درگذشت و بازماندگانش، نفتالیان، یکی از دوازده سبط بنی اسرائیل را در شمال غرب دریای جلیل تشکیل دادند.wikijoo: نفتالی...

کلمات مرتبط

  • نفتالی بنت
  • درانبور ژوزف نفتالی
  • درنبورگ ژوزف نفتالی
  • گلوله نفتالین و ضد بید خوردگی
  • نفتالین
  • نفتالین 1٬8 دیل 1٬3٬2٬4 دی تیودی فوسفتان 2٬4 دی سولفید
  • ناتالی
  • ساروت ناتالی
  • ناتالی ایمبرولیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات