معانی کلمه : نفاث
لغت نامه دهخدا
نفاث. [ ن َف ْ فا ] ( ع ص ) دمنده. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( از ناظم الاطباء ). نفاخ. ( مهذب الاسماء ). آنکه می دمد. ( ناظم الاطباء ). سحار. سحرکننده. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(نَ فّ ) [ ع . ] (ص . ) دمنده ، فوت کننده ، جادوگر، ساحر.
مترادف و متضاد
۱. دمنده
۲. جادوگر، ساحر
