معانی کلمه : نعمان
لغت نامه دهخدا
نعمان . [ ن ُ ] (اِخ ) ابن یعفربن سکسک ، ملقب به معافر، از ملوک حمیری یمن است . رجوع به معافر شود.
فرهنگ عمید
۱. خون.
۲. (اسم، صفت ) [مجاز] سرخ.
۲. (اسم، صفت ) [مجاز] سرخ.

نعمان . [ ن ُ ] (اِخ ) ابن یعفربن سکسک ، ملقب به معافر، از ملوک حمیری یمن است . رجوع به معافر شود.