نصیب . [ ن َ ] (اِخ ) طالب (حاجی ...) ابن حاجی مقصودچیت ساز اصفهانی متخلص به نصیب از شعرای قرن یازدهم است وی از ایران به هند مهاجرت کرده است ، او راست :گهی وصال و گهی هجر یار می کشدم به هر طریق غم روزگار می کشدم به راه دوست گرانجانی رفیق بلاست عنان کشیدن عمر شرار می کشدم . #از صفیر بلبلی پژمرده گردد گلشنم پای موری گر به سنگ آید بسوزد خرمنم (از تذکره ٔ نصرآبادی ص 360) (نگارستان سخن ص 122) (کلمات ال...
فرهنگ عمید
۱. بهره، حظ. ۲. بخت و اقبال.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بهره ، قسمت . ۲ - بخت ، اقبال . ج . انصبه .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - سهم کسی از چیزی بهره حصه : جهودان را از ملک نصیبی نیست . ۲ - اقبال بخت طالع: ... به از آن نیست که به نصیبی که از دیوان الرزق مقسوم نامزد تو کرده اند خرسند شوی. یا یانصیب ویا قسمت. در جایی گفته میشود که امید نفعی باشد . طالب ابن حاجی مقصود چیت ساز اصفهانی متخلص به نصیب از شعرای قرن یازدهم است وی از ایران به هند مهاجرت کرده است ٠
دانشنامه عمومی
نصیب (به عربی: نصیب) یک روستا در سوریه است که در استان درعا واقع شده است. نصیب ۵٬۷۸۰ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای سوریهwiki: فیلم به کارگردانی منموهان دسای است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد.۱۷ مارس ۱۹۸۱ (۱۹۸۱-03-۱۷)داستان فیلم نصیب در رابطه با چهار دوست بنامهای رامو ، راگوویر ، رامدو و جکی است.زمانی که رامدو یک بلیط بخت آزمایی را از یک مرد فقیر میگیرد آن را به جکی میدهد تا نگه دارد.اما دردسر اصلی زمانی ش...
فرهنگ اسم ها
اسم: نصیب (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: nasib) (فارسی: نَصیب) (انگلیسی: nasib) معنی: سهم کسی از چیزی، بهره، حصه، قسمت هر کس از سرنوشت
part (اسم)پا، نقطه، جزء، قطعه، پاره، بخش، عضو، برخه، شقه، نصیب، جزء مرکب چیزی، جزء مساوی، اسباب یدکی اتومبیل، نقش بازگیرportion (اسم)سهم، جزء، قسمت، اری، تکه، قطعه، ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی نَصِیبٌ: بهره وسهم (اصل آن از نصب به معنای به پا داشتن است و بهره و سهم را به این مناسبت نصیب خواندهاند که هر سهمی هنگام تقسیم از سایر اموال جدا میشود تا با آن مخلوط نگردد )معنی کِفْلٌ: نصیبمعنی کِفْلَیْنِ: دو نصیبمعنی ذَنُوبِ: سهم و نصیبمعنی قِطَّنَا: بهره و نصیب مامعنی حَصْحَصَ: واضح وهویدا گشت -(حصه به معنای قطعهای است ازیک چیز یکپارچه ، و بجای بهره و نصیب استعمال میشود )معنی...