معانی کلمه : نصایح
لغت نامه دهخدا
نصائح. [ ن َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ نصیحة. رجوع به نصیحة و نصایح شود.
نصایح. [ ن َ ی ِ ] ( ع اِ ) پند. پندها و اندرزها. ( ناظم الاطباء ). نصائح. رجوع به نَصائِح شود.
فرهنگ عمید
نصیحت#NAME?
= نصیحت
فرهنگ معین
(نَ یِ ) [ ع . نصائح ] (اِ. ) جِ نصیحت ، پندها، اندرزها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع نصیحت پندها اندرز ها : در مجالس متعدد به مصقل مواعظ و نصایح زنگ کربت و ملال از مرات ضمیر منیر می زدودند.
اندرزها، جمع نصیحت
( اسم ) جمع نصیحت پندها اندرز ها : در مجالس متعدد به مصقل مواعظ و نصایح زنگ کربت و ملال از مرات ضمیر منیر می زدودند.
( اسم ) جمع نصیحت پندها اندرز ها : در مجالس متعدد به مصقل مواعظ و نصایح زنگ کربت و ملال از مرات ضمیر منیر می زدودند.
