Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشیمن کردن

تلفظ بین المللی : /neʃˈiman kˈardan/ تلفظ :‌ [neS'iman k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ته نشین کردن
  • جزیره نشین کردن
  • خانه نشین کردن
  • خاک نشین کردن
  • کرد نشین
  • ساختمان حاکم نشین کاسه کران
  • قنات کدنوئیه نایین
  • نشیمن
  • نشیمن دیو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نشیمن کردن. [ ن ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرود آمدن و اقامت کردن. جای کردن. منزل کردن : بفرمود تا ساز رفتن کنندز زابل به کابل نشیمن کنند.فردوسی.در چمن از بی دماغی دل ناشادصبحدمی گر کنم بسهو نشیمن.طالب آملی. || آشیانه کردن : باز اقبالش نشیمن کرده بر هفت آسمان هفت کوکب را گرفته زیر پر و زیر بال.امیر معزی ( آنندراج ).همچو مرغی از بر من می پردنزد بدعهدی نشیمن می کند.خاقانی....

فرهنگ فارسی

فرود آمدن و اقامت کردن . جای کردن . یا آشیانه کردن .

کلمات مرتبط

  • ته نشین کردن
  • جزیره نشین کردن
  • خانه نشین کردن
  • خاک نشین کردن
  • کرد نشین
  • ساختمان حاکم نشین کاسه کران
  • قنات کدنوئیه نایین
  • نشیمن
  • نشیمن دیو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات