معانی کلمه : نشستگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نشستنگاه#NAME?
= نشستنگاه
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - محل جلوس مقر: کرده بروی نشستگاهی چست تخت بسته به تختهای درست . ( هفت پیکر . چا. استانبول ۲ ) ۲۱۲ - محل اقامت مقام .
مترادف و متضاد
ته، دبر، مقعد
meet (اسم)
تقاطع، جلسه، نشست، نشستگاه، اشتراک
