Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشستگاه

تلفظ بین المللی : /neʃˈastɡˈɑh/ تلفظ :‌ [neS'astg'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • نشستنگاه
  • نشستگه
  • دیر نشسته
  • ظرفیت نشسته
  • فرو نشسته
  • کشتی نشسته
  • کوسه بر نشسته
  • نشانگاه
  • نشسته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نشستگاه. [ ن ِ ش َ ] ( اِ مرکب ) جای نشستن. جائی که کسی می نشیند. ( ناظم الاطباء ). جای. مکان : نشستگاه تو بر تخت خسروانی بادنشستگاه عدوی تو بر چَه ِ ارژنگ.فرخی. || مجلس. ( دهار ) : نشستگاه شهان باغ و خوابگه ایوان نشستگاه تو دشت است و خوابگه خرگاه.فرخی. || مصطبه.سکوی مخصوص نشستن : و از هر دو روی نشستگاهها و غرفه ها و بناها بفرمود کردن. ( مجمل التواریخ ).به نوعی که ذره ای آفتاب از جانب شرقی و غربی ...

فرهنگ عمید

نشستنگاه#NAME?

= نشستنگاه

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - محل جلوس مقر: کرده بروی نشستگاهی چست تخت بسته به تختهای درست . ( هفت پیکر . چا. استانبول ۲ ) ۲۱۲ - محل اقامت مقام .

مترادف و متضاد

ته، دبر، مقعد

meet (اسم)
تقاطع، جلسه، نشست، نشستگاه، اشتراک

کلمات مرتبط

  • نشستنگاه
  • نشستگه
  • دیر نشسته
  • ظرفیت نشسته
  • فرو نشسته
  • کشتی نشسته
  • کوسه بر نشسته
  • نشانگاه
  • نشسته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات