معانی کلمه : نشاکاری
لغت نامه دهخدا
نشاکاری. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل کاشتن نشاهای برنج و غیره در مزرعه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نشا کردن شود.
فرهنگ فارسی
عمل کاشتن نشاهای برنج و غیره در مزرعه.
مترادف و متضاد
transplantation (اسم)
قلمه زنی، جابجا سازی، نشاکاری، فراکاشت
