نشانه. [ ن ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) علامت. ( ناظم الاطباء ). آیت. ( ترجمان القرآن ). نشان. نمودار. دلیل. امارة. امارت. سمة : قلم نشانه عقل است و تیغ مایه جوریکی چو حنظل تلخ و یکی چو شهد شهی.ناصرخسرو. || آنچه که بعنوان نشانی و علامت و به قصد بازشناختن بر جائی نهند : ای دل نهان ز غیر چه بوسی زمین دوست لختی ز جان نشانه بر آن بوسه گاه نه.طالب آملی ( از آنندراج ).- نشانه فرسنگ ؛ مراد میل فرسنگ است. ( آنندر...
فرهنگ عمید
۱. = نشان۱ ۲. = نشانی ۳. آماج؛ هدف. ۴. چیزی که در جایی قرار بدهند برای تیراندازی. 〈 نشانه کردن: (مصدر متعدی) هدف تیر قرار دادن: ◻︎ کس نیاموخت علم تیر از من / که مرا عاقبت نشانه نکرد (سعدی: ۷۹).
۱. = نشان۱۲. = نشانی۳. آماج، هدف.۴. چیزی که در جایی قرار بدهند برای تیراندازی.* نشانه کردن: (مصدر متعدی ) هدف تیر قرار دادن: کس نیاموخت علم تیر از من / که مرا عاقبت نشانه نکرد...
فرهنگ معین
(نِ نِ ) (اِ. ) ۱ - هدف ، آماج . ۲ - علامت ، علامت مشخصی برای شناختن چیزی .
فرهنگ فارسی
نشان، نشانی، آماج، هدف، چیزی برای تیراندازی ( اسم ) ۱ - آنچه که سبب شناختن کسی یا چیزی شود علامت نشان . ۲ - اثر . ۳ - حصه بهره . ۴ - خال شامه . ۵ - هدف تیر آماج . ۶ - فرمان دولتی و رسمی مبنی بر انتصاب کسی بسمتی ( نمونه این نوع نشانه ها در اسناد و مکاتبات تاریخی از تیمور تا شاه اسماعیل تالیف و تدوین دکتر نوائی ) ۷ - شعار .
دانشنامه عمومی
نشانه یا علامت (به انگلیسی: Sign) چیزی است که بر وجود یا حضورِ واقعیت، کیفیت یا حالت دیگری دلالت می کند. نشانه عنصری اساسی در ارتباطات است و نشانه های زبانی (حرف ها، واژه ها و …)، غیر زبانی (تصاویر، اشیاء و …) و هر چیز دیگری را که بتوان از آن معنایی استنباط کرد، در بر می گیرد.گاهی این نشانه ها «داستانی» و تصویری اند؛ ولی تصویری بودن نشانه های ترسیمی الزامی نیست.گاهی نشانه های ترسیمی «تصوری» هستند....
{arms, armes (fr. )} [عمومی] نشان ویژۀ دولت یا مؤسسه یا نهاد {sign} [باستان شناسی، پزشکی، زبان شناسی] [پزشکی] مشخصۀ عینی بیماری
[زبان شناسی] در زبان شناسی سوسوری، واحدی متشکل از دال یا صورت و مدلول یا معنا