Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشا

تلفظ بین المللی : /nˈeʃɑ/ تلفظ :‌ [n'eSA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • نشأ
  • نشا کردن
  • نشا بموئن
  • نشا سری
  • نشا هاکردن
  • نشا هکاردن
  • نشا چو
  • نشا زیدن
  • لشت نشا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نشا. [ ن َ ] (ع اِ) بوی خوش یا رایحه و بو، مطلقاً. (از اقرب الموارد) (از المنجد). بوی خوش . (ناظم الاطباء). رجوع به نشاء شود. || مأخوذ از نشاسته ٔ فارسی و به معنی آن . (ناظم الاطباء). نشاسته ، فارسی معرب است که شطری از آن حذف شده ، چنانکه منازل را منا گویند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد از صحاح ). نَشاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المنجد) (اقرب الموارد). رجوع به نشاء شود....

فرهنگ عمید

۱. (کشاورزی) قلمۀ درخت که در محل مخصوصی در کنار هم بکارند تا بعد به جای دیگر انتقال بدهند؛ بوتۀ گل.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] روییدن؛ نمو کردن؛ پرورش یافتن.
⟨ نشا کردن: (مصدر متعدی) (کشاورزی) جابه‌جا کردن قلمۀ درخت یا بوتۀ گلی که تازه سبز شده.

۱. (کشاورزی ) قلمۀ درخت که در محل مخصوصی در کنار هم بکارند تا بعد به جای دیگر انتقال بدهند، بوتۀ گل.۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] روییدن، نمو کردن...

فرهنگ معین

(نَ) [ ع . نشاء ] (اِ.) 1 - روییدن ، نمو کردن . 2 - در فارسی بوته یا قلمه را در جایی کاشتن تا بعد آن را به جای دیگر انتقال دهند.

( نشأ ) (نَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) نو پیدا شدن . ۲ - روییدن ، رستن ، نمو کردن . ۳ - پرورش یافتن . ۴ - (اِمص . ) نوپیدایی . ۵ - رویش ، پرورش .(نَ ) [ ع . نشاء ] (اِ. ) ۱ - روییدن ، نمو کردن . ۲ - در فارسی بوته یا قلمه را در جایی کاشتن تا بعد آن را به جای دیگر انتقا...

فرهنگ فارسی

۱ - نو پیدا شدن . ۲ - روییدن رستن نمو کردن . ۳ - پرورش یافتن . ۴ - ( اسم ) نو پیدایی . ۵ - رویش . ۶ - پرورش .

گویش مازنی

فرو کردن بوته ی شالی یا هر نهال دیگر در زمیننوعی کشت که ابتدا ...

/neshaa/ فرو کردن بوته ی شالی یا هر نهال دیگر در زمیننوعی کشت که ابتدا دانه را در خزانه کارند و پس از سبز شدن در آورده در زمین دیگر و با فاصله بکارند

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَّشَأْ: که بخواهیم (جزمش به دلیل این است که شرط شده به جمله بعدی :"إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّن ﭐلسَّمَاءِ ءَایَةً ")معنی یُنْشِئُ: پدید می آورد (نشا و نشاة به معنای احداث و تربیت چیزی است)معنی یُنَشَّأُ: پرورش می یابد (نشا و نشاة به معنای احداث و تربیت چیزی است)معنی نَّشْأَةَ: ایجاد و تربیت - خلقت (نشا و نشاة به معنای احداث و تربیت چیزی است)معنی نُنشِئَکُمْ: که شما را ...

واژه نامه بختیاریکا

نشاید

کلمات مرتبط

  • نشأ
  • نشا کردن
  • نشا بموئن
  • نشا سری
  • نشا هاکردن
  • نشا هکاردن
  • نشا چو
  • نشا زیدن
  • لشت نشا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات