معانی کلمه : نشا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (کشاورزی) قلمۀ درخت که در محل مخصوصی در کنار هم بکارند تا بعد به جای دیگر انتقال بدهند؛ بوتۀ گل.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] روییدن؛ نمو کردن؛ پرورش یافتن.
〈 نشا کردن: (مصدر متعدی) (کشاورزی) جابهجا کردن قلمۀ درخت یا بوتۀ گلی که تازه سبز شده.
فرهنگ معین
(نَ) [ ع . نشاء ] (اِ.) 1 - روییدن ، نمو کردن . 2 - در فارسی بوته یا قلمه را در جایی کاشتن تا بعد آن را به جای دیگر انتقال دهند.
فرهنگ فارسی
۱ - نو پیدا شدن . ۲ - روییدن رستن نمو کردن . ۳ - پرورش یافتن . ۴ - ( اسم ) نو پیدایی . ۵ - رویش . ۶ - پرورش .
گویش مازنی
فرو کردن بوته ی شالی یا هر نهال دیگر در زمیننوعی کشت که ابتدا ...
/neshaa/ فرو کردن بوته ی شالی یا هر نهال دیگر در زمیننوعی کشت که ابتدا دانه را در خزانه کارند و پس از سبز شدن در آورده در زمین دیگر و با فاصله بکارند
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
نشاید
