Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نسق بند

تلفظ بین المللی : /nˈasaq1 bˈand/ تلفظ :‌ [n'asaq1 b'and]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نسق بندی
  • نسق
  • نسق شامی
  • نسق شدن
  • نسق چی باشی
  • نسق کردن
  • نسق یمانی
  • نسق چی
  • نسق بیشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نسق بند. [ ن َ س َ ب َ ] ( نف مرکب ) قراردهنده قاعده. ( آنندراج ). آنکه نظم می دهد و مرتب می کند اساس و بنیان کاری را. ( ناظم الاطباء ) :
علی را وکیل خدا خوانده اند
نسق بند ارض و سما خوانده اند.
ملاطغرا ( از آنندراج ).
|| عامل ملک. ( غیاث اللغات ). که بنیچه بندی کند.

فرهنگ فارسی

قرار دهند. قاعده . آنکه نظم می دهد و مرتب می کند اساس و بنیان کاری را . یا عامل ملک . که بنیچه بندی کندی .

کلمات مرتبط

  • نسق بندی
  • نسق
  • نسق شامی
  • نسق شدن
  • نسق چی باشی
  • نسق کردن
  • نسق یمانی
  • نسق چی
  • نسق بیشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات