Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نسخه

تلفظ بین المللی : /nˈosxeː/ تلفظ :‌ [n'osxe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • نسخه بدل
  • نسخه برداشتن
  • نسخه بردن
  • نسخه بودن
  • نسخه دادن
  • نسخه شناختی
  • نسخه شناس
  • نسخه شناسی
  • نسخه نویسانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نسخة. [ ن ُ خ َ ] (ع اِ) کتابی که از آن نقل کنند. (منتهی الارب ). کتابی که از وی نقل کنند واز روی آن نویسند. (ناظم الاطباء). کتاب منقول . (معجم متن اللغة). ج ، نُسَخ . رجوع به نسخت و نسخه شود.

نسخه. [ ن ُ خ َ / خ ِ ] ( از ع ، اِ ) کتاب. ( آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) : نسخه رخ همه عُجْم و نقطه است از خط اشک زو معمای غم من به فکر بگشایید.خاقانی.در محبت همه ل...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) صورتی از دارو که پزشک برای بیمار می نویسد تا از داروخانه بگیرد.
۲. نوشته ای که از روی نوشتۀ دیگر تهیه شود.
۳. نوشته.

فرهنگ معین

(نُ خِ ) [ ع . نسخة ] (اِ. ) ۱ - نوشته ای که از روی نوشتة دیگر تهیه کنند. ۲ - کاغذ حاوی دستورات پزشک . ۳ - رونوشت . ۴ - واحدی برای شمارش کتاب و رساله . ج . نُسَخ .

فرهنگ فارسی

← نسخۀ فیلم

نوشته، مطلبی که ازروی کتاب نوشته باشند، نسخ جمع( اسم ) ۱ - نوشته ای که ازروی کتاب یا نوشته ای دیگرتحریرکرده باشند.۲ - رونوشت ۳ - واحدبرای شمارش کتاب ورساله .یانسخه چاپی .کتاب یارساله ای که بچاپ رسیده . یانسخه خطی .کتاب یارساله ای که بادست نوشته شده .یانسخه عکسی .کتاب یارساله ای که ازروی نسخه ای چاپی یاخطی عکس برداری شده .یانسخه عمل کرد.دردوران قاجاریه مالیاتی مشابه [ عمل کرد] وجو...

دانشنامه عمومی

نمونه، کپی، عکس

نسخه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نسخه پزشک
نسخه بندی نرم افزار
نسخه نمایشی
نسخه خطی
wiki: نسخه

گویش مازنی

نوشته ای که از روی کتاب یا نوشته ای دیگر تحریر کرده باشندرونوشتمعین/ج۴/ص۴۷۲۱ ...

/nosKhe/ نوشته ای که از روی کتاب یا نوشته ای دیگر تحریر کرده باشندرونوشتمعین/ج۴/ص۴۷ - ۴۷ - ۰در اصطلاح تعزیه نوشته ای که اجراکنندگان هر نقش از روی آن می خوانندنسخه ی تعزیه به صورت طومار نوشته می شود تا خواندنش هنگام اجرای تعزیه آسان باشدشبیه خوان هایی که به صورت روزمره به اجرای تعزیه می پردازند، نسخه ی خود را ب...

مترادف و متضاد

تیراژ

رونوشت، کپی

تجویز، دستور

۱. تجویز، دستور
۲. رونوشت، کپی
۳. تیراژ

issue (اسم)عمل، کردار، نژاد، اولاد، فرزند، سرانجام، پی امد، بر امد، نسخه، موضوع، شماره، نشریه، نتیجه بهیexemplar (اسم)مثل، نظیر، مثال، نمونه، نسخه، ملاک، سرمشقprescription (اسم)سابقه، تجویز، نسخه، امریه، نسخه نویسی، صدور فرمانcopy (اسم)جلد، نسخه، رونوشت، نسخه برداری، مسودهversion (اسم)تفسیر، ...

فرهنگ فارسی ساره

روگرفت، نگارش، رونوشت

فرهنگستان زبان و ادب

[سینما و تلویزیون] ← نسخۀ فیلم

کلمات مرتبط

  • نسخه بدل
  • نسخه برداشتن
  • نسخه بردن
  • نسخه بودن
  • نسخه دادن
  • نسخه شناختی
  • نسخه شناس
  • نسخه شناسی
  • نسخه نویسانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات