معانی کلمه : نسخه
لغت نامه دهخدا
نسخة. [ ن ُ خ َ ] (ع اِ) کتابی که از آن نقل کنند. (منتهی الارب ). کتابی که از وی نقل کنند واز روی آن نویسند. (ناظم الاطباء). کتاب منقول . (معجم متن اللغة). ج ، نُسَخ . رجوع به نسخت و نسخه شود.
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) صورتی از دارو که پزشک برای بیمار می نویسد تا از داروخانه بگیرد.
۲. نوشته ای که از روی نوشتۀ دیگر تهیه شود.
۳. نوشته.
۲. نوشته ای که از روی نوشتۀ دیگر تهیه شود.
۳. نوشته.
فرهنگ معین
(نُ خِ ) [ ع . نسخة ] (اِ. ) ۱ - نوشته ای که از روی نوشتة دیگر تهیه کنند. ۲ - کاغذ حاوی دستورات پزشک . ۳ - رونوشت . ۴ - واحدی برای شمارش کتاب و رساله . ج . نُسَخ .
فرهنگ فارسی
← نسخۀ فیلم
دانشنامه عمومی
نمونه، کپی، عکس
نسخه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نسخه پزشک
نسخه بندی نرم افزار
نسخه نمایشی
نسخه خطی
نسخه پزشک
نسخه بندی نرم افزار
نسخه نمایشی
نسخه خطی
wiki: نسخه
گویش مازنی
نوشته ای که از روی کتاب یا نوشته ای دیگر تحریر کرده باشندرونوشتمعین/ج۴/ص۴۷۲۱ ...
مترادف و متضاد
تیراژ
رونوشت، کپی
تجویز، دستور
۱. تجویز، دستور
۲. رونوشت، کپی
۳. تیراژ
فرهنگ فارسی ساره
روگرفت، نگارش، رونوشت
فرهنگستان زبان و ادب
[سینما و تلویزیون] ← نسخۀ فیلم
