کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نسبتا خوب
تلفظ بین المللی :
/nesbˈatan xˈuːb/
تلفظ :
[nesb'atan x'u:b]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از نژاد یا نسب خوب
نسبتا
نسبتا انبوه
نسبتا اهسته
نسبتا بزرگ
نسبتا بلند
نسبتا تاریک
نسبتا تر
نسبتا جوان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
tolerable (صفت)قابل قبول، متوسط، تحمل پذیر، نسبتا خوب، قابل تحمل، مدارا پذیرfair (صفت)منصف، بور، زیبا، خوبرو، لطیف، منصفانه، بیطرفانه، نسبتا خوب، بدون ابر، فریورgoodish (صفت)نسبتا خوب...
کلمات مرتبط
از نژاد یا نسب خوب
نسبتا
نسبتا انبوه
نسبتا اهسته
نسبتا بزرگ
نسبتا بلند
نسبتا تاریک
نسبتا تر
نسبتا جوان
نظرات