Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نسبا

تلفظ بین المللی : /nˈasabˈɑ/ تلفظ :‌ [n'asab'A]
فرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • نسباً
  • شهرستان نسبار
  • نسبار
  • ذو نباح
  • ذی نبالت
  • ان مان نباران
  • رنگ نباتی
  • روح نباتی
  • روغن نباتی
فرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

فرهنگ معین

( نسباً ) (نَ سَ بَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) از جهت اصل و نژاد، از لحاظ نسب .

فرهنگ فارسی

ازلحاظ نسب ازجهت اصل ونژاد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَسَباً: خویشاوندی (نسب یعنی همان رابطهای که یک فرد از انسان را از جهت ولادت و اشتراک در رحم به فرد دیگر مرتبط میسازد )ریشه کلمه: نسب (۳ بار)منظور از «نسب» پیوندی است که در میان انسان ها از طریق زاد و ولد به وجود می آید، مانند ارتباط پدر و فرزند، یا برادران به یکدیگر.اما منظور از «صهر» که در اصل به معنای «داماد» است، پیوندهایی است که از این طریق میان دو طایفه بر قرار می شود، مان...

کلمات مرتبط

  • نسباً
  • شهرستان نسبار
  • نسبار
  • ذو نباح
  • ذی نبالت
  • ان مان نباران
  • رنگ نباتی
  • روح نباتی
  • روغن نباتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات