معانی کلمه : نسار
لغت نامه دهخدا
نسار. [ ن ِ ] (اِخ ) (یوم الَ ...) روزی است از روزهای معروف عرب . (مرصع). نام جبال کوچکی است در عربستان یا آبی است بنی عامر را که در آنجا میان بنی ضبه و بنی تمیم جنگی واقع شد. (از مجمع الامثال میدانی ).
فرهنگ عمید
نَسَر#NAME?
= نَسَر
فرهنگ معین
(نَ ) (اِ. ) جایی که سایه باشد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
در زبان لکی به معنای جایی است که با توجه به آفتابگیر نبودن و سایه داشتن در تمام طول روز خنک تر از دیگر جاهاست که در مورد قسمتی از خانه، کوه و ... قابل تعمیم است.
فرهنگ اسم ها
اسم: نسار (دختر) (فارسی) (تلفظ: nasār) (فارسی: نَسار) (انگلیسی: nasar)
معنی: جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد، سایه، ( = نسا )، سایبانی که از چوب و خاشاک ساخته شده باشد، ( در لهجه ی قمی، nesār ) طرف سایه، ( در لهجه ی اراکی، nesār ) جایی که کمتر آفتاب برسد، ( در لهجه ی تهرانی، nesār ) جنوب، ن، ک
معنی: جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد، سایه، ( = نسا )، سایبانی که از چوب و خاشاک ساخته شده باشد، ( در لهجه ی قمی، nesār ) طرف سایه، ( در لهجه ی اراکی، nesār ) جایی که کمتر آفتاب برسد، ( در لهجه ی تهرانی، nesār ) جنوب، ن، ک
واژه نامه بختیاریکا
( نِسار ) متضاد برافتاب؛ طرفی از کوه که بیشتر سایه سار است
