Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نزدیکی کردن

تلفظ بین المللی : /nˈazdikˌi kˈardan/ تلفظ :‌ [n'azdik,i k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نزدیک کردن
  • تماس نزدیک حاصل کردن
  • به هم نزدیک کردن
  • نیکی کردن به
  • نزدیک کرانه
  • نزدیکی
  • نزدیکی جستن
  • نزدیکی جنسی
  • نزدیکی منقطع
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نزدیکی کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرامش. مباضعه. بضاع. بضع. وقاع. مواقعه. مقاربت. جماع. مجامعت. مباشرت. آرامیدن با زن. آسودن با زن : بزرگان چون با زنی نزدیکی خواستندی کردن کمر زرین بر میان بستندی... و گفتندی... فرزند دلاور آید. ( نوروزنامه ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص ل . ) هم بستر شدن ، جماع کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آرمیده جماع کردن مقاربت .

کلمات مرتبط

  • نزدیک کردن
  • تماس نزدیک حاصل کردن
  • به هم نزدیک کردن
  • نیکی کردن به
  • نزدیک کرانه
  • نزدیکی
  • نزدیکی جستن
  • نزدیکی جنسی
  • نزدیکی منقطع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات