کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : نزدیکی ها
تلفظ بین المللی :
/nˈazdikˌihɑ/
تلفظ :
[n'azdik,ihA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
در ان نزدیکی ها
در همین نزدیکی ها
نزدیک ها
کولی ها نزدیک بهشتند
بررسی سیارک های نزدیک به زمین لینکلن
تپه های نزدیک روستای غلدان
تک گروه های دی ان ای Y در جمعیت های خاور نزدیک
خرابه های نزدیک اندرکش
ماهیچه های نزدیک کننده ران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نزدیکی ها. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) همسایگی ها. || زودی ها. پس از چند هنگام. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نزدیک ها و نزدیک شود.
فرهنگ فارسی
همسایگی ها یا زودی ها .
کلمات مرتبط
در ان نزدیکی ها
در همین نزدیکی ها
نزدیک ها
کولی ها نزدیک بهشتند
بررسی سیارک های نزدیک به زمین لینکلن
تپه های نزدیک روستای غلدان
تک گروه های دی ان ای Y در جمعیت های خاور نزدیک
خرابه های نزدیک اندرکش
ماهیچه های نزدیک کننده ران
نظرات