نرم کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تلیین. لینت دادن.لینت بخشیدن : و توت ترش طبع را نرم کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و اگر چکندر بپزند و به آبکامه و روغن زیت چون آچاری سازند و پیش از طعام بخورد طبع را نرم کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و طبع را نرم باید کرد به حبی که از صبر و مصطکی و رب السوس سازند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || مطیع و فرمانبردارکردن. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). || ملایم ساختن. آرام...
فرهنگ معین
(نَ. کَ دَ ) (مص م . ) ۱ - آرام کردن . ۲ - کوبیدن ، له کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نرم ساختن .یانرم کردن شکم . شکم را روان کردن .
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> نرم کردن شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن