معانی کلمه : نرجس
لغت نامه دهخدا
نرجس . [ ن َ ج ِ ] (معرب ، اِ) قسمی از خطوط عربی اختراع ذوالریاستین فضل بن سهل . (از ابن الندیم ).
فرهنگ عمید
نرگس#NAME?
= نرگس
فرهنگ معین
(نَ جِ ) [ معر. ] (اِ. ) نرگس .
فرهنگ فارسی
یا نرجس خاتون نام زوجه امام حسن عسکری علیه السلام و مادر امام دوازدهم شیعه حضرت قائم علیه السلام و مزار وی در سامره است .
معرب نرگس، گل نرگس، واحدش نرجسه
۱ - نرگس .۲ - ( خط . ) قلمی ( شعبه ای ) ازخط عربی است که درنوشتن اثلاث بکار میرفته و آن ازخفیف النصف استخراج شده .
قسمی از خطوط عربی اختراع ذوالریاستین قضل بن سهل .
معرب نرگس، گل نرگس، واحدش نرجسه
۱ - نرگس .۲ - ( خط . ) قلمی ( شعبه ای ) ازخط عربی است که درنوشتن اثلاث بکار میرفته و آن ازخفیف النصف استخراج شده .
قسمی از خطوط عربی اختراع ذوالریاستین قضل بن سهل .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: narjes) (معرب از فارسیِ نرگس) (در قدیم) (در گیاهی) نرگس ، ← نرگس .
اسم: نرجس (دختر) (فارسی، عربی) (مذهبی و قرآنی، طبیعت، گل) (تلفظ: narjes) (فارسی: نَرجس) (انگلیسی: narjes)
معنی: نرگس، نام نوعی گل خوش بو، نام مادر امام زمان ( عج )، معرب از فارسی، نام همسر امام حسن عسگری ( ع ) و مادر حضرت مهدی ( ع )
معنی: نرگس، نام نوعی گل خوش بو، نام مادر امام زمان ( عج )، معرب از فارسی، نام همسر امام حسن عسگری ( ع ) و مادر حضرت مهدی ( ع )
