Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نذیره

تلفظ بین المللی : /nˈazirˌeː/ تلفظ :‌ [n'aziR,e:]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • الجامع الصغیر من حدیث البشیر النذیر
  • طبر نیره
  • طریقه ٔ نیره
  • لوی النجیره
  • نایره
  • نبیره
  • نجیره
  • نحیره
  • نذیر
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نذیرة. [ن َ رَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث نذیر. رجوع به نذیر شود. || آنچه نذر دهند. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || فرزند که او را مادر و پدرش خادم یا قیم معبد و کلیسا گردانند. مذکر و مؤنث در وی یکسان است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || طلیعه ٔ لشکر که از امور دشمن آگاه سازد و ترساند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) ...

دانشنامه آزاد فارسی

نَذیره (Nazarite)عبرانیای که نذر کرده است ضوابطی را رعایت کند؛ مثلاً موی خود را نزند، شراب ننوشد، یا به جنازه ای دست نزند. نذر گاهی مادام العمر است، ولی بیشتر مدتی معلوم دارد. سامسون و سموئیل در عهد عتیق از بدو تولد نذیره بودند.wikijoo: نذیره...

فرهنگ فارسی

آنچه نذر دهند یا انذار جمع نذائر

کلمات مرتبط

  • الجامع الصغیر من حدیث البشیر النذیر
  • طبر نیره
  • طریقه ٔ نیره
  • لوی النجیره
  • نایره
  • نبیره
  • نجیره
  • نحیره
  • نذیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات