Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ندیدنی

تلفظ بین المللی : /nˈadidˌani/ تلفظ :‌ [n'adid,ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ندیدن
  • نادیدنی
  • از دست ندادنی
  • تسکین ندادنی
  • تمکین ندادنی
  • تمیز ندادنی
  • تن در ندادنی
  • خیر ندیدن
  • سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ندیدنی. [ ن َ دی دَ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل رؤیت. که نتوان دیدش. که به چشم نیاید. نامرئی.لایری. ناپدید. || که درخور دیدن نیست. که لایق دیدن و تماشا نیست. که تعریف و تماشائی ندارد. که دیدنش باب طبع و پسند خاطر و مورد رغبت نیست. مقابل دیدنی به معنی تماشائی و جالب و زیبا :
یک دیدن از برای ندیدن بودضرور
هرچند روی مردم دنیا ندیدنی است.
صائب.

فرهنگ فارسی

غیر قابل رویت یا که نتوان دیدش

کلمات مرتبط

  • ندیدن
  • نادیدنی
  • از دست ندادنی
  • تسکین ندادنی
  • تمکین ندادنی
  • تمیز ندادنی
  • تن در ندادنی
  • خیر ندیدن
  • سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات