Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ندیدبدید

تلفظ بین المللی : /nˈadidbˌadid/ تلفظ :‌ [n'adidb,adid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • ندیدبدیدی
  • ندید بدید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ندیدبدید. [ ن َ ب َ ] (ص مرکب ، از اتباع ) تازه به دوران رسیده . تازه به عرصه رسیده . نوخاسته . نودولت . نوکیسه .
- امثال :
ندیدبدید وقتی که دید به خودش چسید .
|| خرده نگرش . اندک بین . اندک نگرش . که کم به چشم اوزیاد آید. (یادداشت مؤلف ). || سخت لئیم و بخیل . (یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

آن‌که اخلاق و رفتار مردم نوکیسه و نظرتنگ را دارد؛ شخص نوکیسه و نظرتنگ.

مترادف و متضاد

تازهبهدورانرسیده، نودولت، نوکیسه


کلمات مرتبط

  • ندیدبدیدی
  • ندید بدید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات