معانی کلمه : ندرت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کمی، کمیابی.
فرهنگ معین
(نُ رَ ) [ ع . ندرة ] (اِمص . ) کمیابی ، آنچه گاهی پیدا و آشکار شود.
فرهنگ فارسی
کمی، کمیابی، آنچه که گاهی پیداو آشکارشود
( اسم ) کمی کمیابی .یابه ندرت .کم ندره : ...که مثل آن بندرت چشم زده روزگارغرایب دیده شده باشد.
لاله حکیم تهانیسری متخلص بندرت از پارسی گویان هند است و در قرن دوازدهم می زیسته و با میرزا بیدل و سراج الدین آرزو معاصر و مصاحب بوده و نزد سرخوش مشق شاعری کرده .
( اسم ) کمی کمیابی .یابه ندرت .کم ندره : ...که مثل آن بندرت چشم زده روزگارغرایب دیده شده باشد.
لاله حکیم تهانیسری متخلص بندرت از پارسی گویان هند است و در قرن دوازدهم می زیسته و با میرزا بیدل و سراج الدین آرزو معاصر و مصاحب بوده و نزد سرخوش مشق شاعری کرده .
مترادف و متضاد
کمی، کمیابی، نایابی ≠ وفور
rarity (اسم)
تحفه، کمی، کمیابی، ندرت، نایابی، چیز کمیاب، نادره
