معانی کلمه : نخوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تکبر کردن، فخر کردن، تکبر، بزرگی، بزرگ منشی، خودستایی.
فرهنگ معین
(نِ وَ ) [ ع . ] (اِمص . ) تکبر، خودبینی .
فرهنگ فارسی
تکبرکردن، فخرکردن، تکبر، بزرگی، بزرگ منشی
( اسم ) تکبرخودپرستی بزرگ منشی : مفروش بباغ ارم ونخوت شداد یک شیشه می ونوش لبی ولب کشتی . ( حافظ .۳٠۳ ) توضیح درتداول بکسراول تلفظ کنند.یانخوت نفس .خودبینی خودپرستی : ...اما آن کس که مستی اوازنخوت نفس است ...
( اسم ) تکبرخودپرستی بزرگ منشی : مفروش بباغ ارم ونخوت شداد یک شیشه می ونوش لبی ولب کشتی . ( حافظ .۳٠۳ ) توضیح درتداول بکسراول تلفظ کنند.یانخوت نفس .خودبینی خودپرستی : ...اما آن کس که مستی اوازنخوت نفس است ...
گویش مازنی
نخود
/naKhoot/ نخود
مترادف و متضاد
افاده، تکبر، خودبزرگبینی، خودبینی، خودپرستی، خودپسندی، خودخواهی، عجب، غرور، کبر ≠ خشوع
arrogance (اسم)
سربالایی، تکبر، غرور، نخوت، گستاخی، شدت عمل، گردنفرازی، خود رایی، خود سری، خیره سری، عظمت، خود بینی
