معانی کلمه : نخری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نخستین فرزند، فرزند ارشد.
فرهنگ معین
(نُ یا نَ ) (اِ. ) نخستین فرزند.
فرهنگ فارسی
نخیری، نخستین، فرزند، فرزندارشد
( اسم ) نخستین فرزند: ازان دوپسرهرکه نخری بدی دوبهره زمیراث اوبستدی ... ( یوسف وزلیخای منسوب بفردوسی لغ. )
فرزند اولین فرزند و نخیری و نخست زا
( اسم ) نخستین فرزند: ازان دوپسرهرکه نخری بدی دوبهره زمیراث اوبستدی ... ( یوسف وزلیخای منسوب بفردوسی لغ. )
فرزند اولین فرزند و نخیری و نخست زا
واژه نامه بختیاریکا
( نخری + ) آبستن اولین
