Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نجیب

تلفظ بین المللی : /nˈadʒib/ تلفظ :‌ [n'adZib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • نجیب اصفهانی
  • نجیب الاطراف
  • نجیب الدین
  • نجیب الدین سمرقندی
  • نجیب الدین کحال
  • نجیب الطرفین
  • نجیب زاد
  • نجیب زاده
  • نجیب کاشانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نجیب. [ ن َ ] ( ع ص ) مرد اصیل و شریف. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). جوانمرد. ( منتهی الارب ). بزرگ و گرامی گوهر. ( منتهی الارب ). عطود. عطید. ( منتهی الارب ). گوهری. ( مجمل ) ( زوزنی ). مرد گوهری و پرمایه. ( دهار ). گهری. ( زوزنی ). نژاده. ( مفاتیح ). کریم. حسیب. ( از اقرب الموارد ). شخصی که از خانواده خوب باشد. شخص باحسب و دارای اخلاق خوب. ( فرهنگ نظام ). باپروز. آزاده. اصیل. عریق. صحیح النسب. بز...

فرهنگ عمید

۱. اصیل، شریف، خوش گوهر.
۲. گرامی.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع . ] (ص . ) شریف ، بزرگ زاده . ج . نجباء.

فرهنگ فارسی

ژنرال محمد نجیب ( و. ۱۹٠۱ م. ) در خرطوم در قاهره تحصیل کرد. در جنگ جهانی دوم در ارتش خدمت میکرد. بعدها فرماندار ایالات دریای احمر شد در حمله ۱۹۴۸ مصر به اسرائیل فرمانده سپاه بریگاد بود. در ۱۹۵٠ فرماندهی ارتش مرزی را یافت . در ۱۹۵۲ دست به کودتا زد و ملک فاروق را از سلطنت خلع نمود و خود نخست وزیر و فرمانده کل قوای ارتش مصر و فرماندار نظامی مصر شد . در ۱۹۵۳ مقام ریاست جمهوری یافت . در سال ۱۹۵۴ از کار...

دانشنامه عمومی

نجیب (فیلم ۱۹۹۳). نجیب (به هندی: Sahibaan) فیلمی محصول سال ۱۹۹۳ و به کارگردانی رامش تالوار است. در این فیلم بازیگرانی همچون سانجی دات، مادهوری دیکشیت، ریشی کاپور ایفای نقش کرده اند.۱۶ ژوئن ۱۹۹۳ (۱۹۹۳-06-۱۶)wiki: نجیب (فیلم ۱۹۹۳)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: najib) (عربی) دارای خصلت‌های برجسته و ممتاز اخلاقی ، شریف ؛ عفیف ، پاکدامن ؛ با اصل و نسب ، اصیل .

اسم: نجیب (پسر) (عربی) (تلفظ: najib) (فارسی: نَجيب) (انگلیسی: najib)
معنی: شریف، اصیل، عفیف، پاکدامن، دارای خصلت های برجسته و ممتاز اخلاقی، با اصل و نسب

مترادف و متضاد

باعفاف، پاکدامن، عفیف

اصیل، پاکزاد، پدردار، شرافتمند، شریف، نژاده، والاتبار، والاگهر ≠ نانجیب

۱. اصیل، پاکزاد، پدردار، شرافتمند، شریف، نژاده، والاتبار، والاگهر
۲. باعفاف، پاکدامن، عفیف ≠ نانجیب

nice (صفت)خوب، خوشایند، دلپذیر، نجیب، مودب، دلپسندgenteel (صفت)تربیت شده، نجیب، اصیل، آقا منشgentle (صفت)مهربان، ارام، ملایم، لطیف، نجیب، بامروت، ظریف، با تربیت، اهسته، لینmeek (صفت)...

فرهنگ فارسی ساره

آزاده، بزرگوار، پاکزاد، نیک نهاد، پاک نهاد، نیک نهاد

واژه نامه بختیاریکا

نجیم

کلمات مرتبط

  • نجیب اصفهانی
  • نجیب الاطراف
  • نجیب الدین
  • نجیب الدین سمرقندی
  • نجیب الدین کحال
  • نجیب الطرفین
  • نجیب زاد
  • نجیب زاده
  • نجیب کاشانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات