معانی کلمه : نجیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اصیل، شریف، خوش گوهر.
۲. گرامی.
۲. گرامی.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (ص . ) شریف ، بزرگ زاده . ج . نجباء.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: najib) (عربی) دارای خصلتهای برجسته و ممتاز اخلاقی ، شریف ؛ عفیف ، پاکدامن ؛ با اصل و نسب ، اصیل .
اسم: نجیب (پسر) (عربی) (تلفظ: najib) (فارسی: نَجيب) (انگلیسی: najib)
معنی: شریف، اصیل، عفیف، پاکدامن، دارای خصلت های برجسته و ممتاز اخلاقی، با اصل و نسب
معنی: شریف، اصیل، عفیف، پاکدامن، دارای خصلت های برجسته و ممتاز اخلاقی، با اصل و نسب
مترادف و متضاد
باعفاف، پاکدامن، عفیف
اصیل، پاکزاد، پدردار، شرافتمند، شریف، نژاده، والاتبار، والاگهر ≠ نانجیب
۱. اصیل، پاکزاد، پدردار، شرافتمند، شریف، نژاده، والاتبار، والاگهر
۲. باعفاف، پاکدامن، عفیف ≠ نانجیب
فرهنگ فارسی ساره
آزاده، بزرگوار، پاکزاد، نیک نهاد، پاک نهاد، نیک نهاد
واژه نامه بختیاریکا
نجیم
