معانی کلمه : نجومی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به نجوم : ۱ - مربوط بعلم نجوم : ساعت نجومی .۲ - منجم اخترشناس : زرومی وهندی وازپارسی نجومی دگرمردم هندسی ... ( شا.لغ. )
امیر علیشیر نوائی در مجالس النفایس او را لاابالی و ناپاک و مایل به هزل دانسته و این مطلع را بنامش ثبت کرده است .
امیر علیشیر نوائی در مجالس النفایس او را لاابالی و ناپاک و مایل به هزل دانسته و این مطلع را بنامش ثبت کرده است .
مترادف و متضاد
سرسامآور، هنگفت
اخترشناس، منجم، نجومدان
۱. اخترشناس، منجم، نجومدان
۲. سرسامآور، هنگفت
