نجم الدین . [ ن َ مُدْ دی ] (اِخ ) حسن کرمانی . رجوع به نجم حسن شود.
نجم الدین . [ ن َ مُدْ دی ] (اِخ ) (ملا...) محمدبن رکن الدین . رجوع به نجم (محمود) شود.
نجم الدین . [ ن َ مُدْ دی ] (اِخ ) شیخ نجم الدین ساوه ای شاعر. رجوع به نجم (شیخ ...) شود.
(تلفظ: najmoddin) (عربی) ستاره دین ؛ آن که در دینداری و آگاهی به اصول و فروع دین چون ستارهای درخشان و نمایان است ؛ (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر در تاریخ از جمله نَجمالدین کبری عارف مشهور قرن هفتم هجری قمری .