نجس . [ ن َ ] (ع مص ) تعویذ گرفتن برای کودک . (اقرب الموارد). رجوع به تنجیس شود.
نجس . [ ن ُ ج ُ ] (ع اِ) معوذون . (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به تنجس و منجِّس شود.
۱درست نجویدن غذا ۲نیم جویده
تکیه ای: neǰes
طاری: neǰes
طامه ای: neǰes
طرقی: neǰes
کشه ای: neǰes
نطنزی: neǰes
آلوده، آلوده، بینمازی، پلشت، پلید، چرک، چرکین، رجس، شوخ، غیرطاهر، مردار، ناپاک ≠ طاهر