معانی کلمه : نجاست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. هر چیز نجس.
۲. [قدیمی، مجاز] پلیدی، ناپاکی.
۲. [قدیمی، مجاز] پلیدی، ناپاکی.
فرهنگ معین
(نِ سَ ) [ ع . نجاسة ] ۱ - (اِمص . ) پلیدی ، ناپاکی . ۲ - (اِ. ) فضلة انسان یا حیوان .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
آلودگی، براز، بول، پلیدی، جعل، غایط، فضله، کثافت، گه، مدفوع، نجسی، وژن ≠ طهارت، نظافت
