معانی کلمه : نجاد
لغت نامه دهخدا
نجاد. [ ن َج ْ جا ] (ع ص ) فراش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || آنکه بستر و بالین دوزد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنکه بستر و بالین سازد. (ناظم الاطباء). مصلی دوز. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(نِ ) [ ع . ] (اِ. ) حمایل شمشیر، بند شمشیر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) حمایل شمشیربندشمشیر.
فراش بستر و بالین دوزد
فراش بستر و بالین دوزد
