کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نجات-دادن | کلماتور
معانی کلمه : نجات دادن
تلفظ بین المللی :
/nˈedʒɑt dˈɑdan/
تلفظ :
[n'edZAt d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نجات دادن در اخرین مرحله
از خطر نابودی نجات دادن
نجارت دادن
چطور ماری کریسمس را نجات داد
سگی که کریسمس را نجات داد
جنگی که نجاتم داد
نجات
نجات 1
نجات 2
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نجات دادن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) رها کردن. آزاد نمودن. خلاص نمودن. ( ناظم الاطباء ). انجاء. رهانیدن :
خاک درگاهت دهد از علت خذلان نجات
کاتفاق است این که از یاقوت کم گردد وبا.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نجات بخشیدن .
مترادف و متضاد
rescue
(فعل)
رهایی دادن، خلاص کردن، نجات دادن، رهانیدن
salvage
(فعل)
نجات دادن، از خطر نابودی نجات دادن
کلمات مرتبط
نجات دادن در اخرین مرحله
از خطر نابودی نجات دادن
نجارت دادن
چطور ماری کریسمس را نجات داد
سگی که کریسمس را نجات داد
جنگی که نجاتم داد
نجات
نجات 1
نجات 2
نظرات