Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نثر

تلفظ بین المللی : /nˈasr/ تلفظ :‌ [n'asR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • نثر اللالی
  • نثر نوشتن
  • نثر نویس
  • نثر نویسی
  • نثر طوبی
  • نثر فارسی
  • نثر الجواهر و الدرر فی علماء القرن الرابع عشر
  • نثر الدر المکنون من فضائل الیمن المیمون
  • نثر الدر فی المحاضرات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

نثر. [ن َ ث ِ ] (ع ص ) بسیارسخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

نثر. [ ن َ ث َ ] (ع اِ) آنچه پراکنده گردد و بریزد از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

نثر. [ ن َ ] (ع ص ) پراکنده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). || (اِ) سخن پاشیده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسما). کلامی که شعر نبا...

فرهنگ عمید

کلام غیر منظوم که وزن و قافیه ندارد و صنایع ادبی در آن کمتر از شعر است.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) نوشتة غیرمنظوم ، نوشته ای که شعر نباشد.

فرهنگ فارسی

پراکنده
پراکنده کردن، پراکنده، کلام غیرمنظوم، خلاف نظم۱ - ( صفت ) پراکنده ۲ - (اسم ) سخن غیر منظوم کلامی که شعرنباشدپراکنده مقابل نظم شعرپیوسته : شهرمرومجمع اصحاب طبع ومربع ارباب نظم ونثربود.یانثرمرسل .نثر عاری ازصنایع لفظی ومعنوی وسجع وقافیه نثرساده یانثرفنی .نثرمشحون بصنایع لفظی ومعنوی وسجع وقافیه نثرمصنوع .یانثر مصنوع .نثرفنی .پراکنده یا سخن پاشیده ....

دانشنامه عمومی

لغت نَثر یا چانه پراکندگی و پراکندن معنی می دهد. در اصطلاح ادبیات، نَثر به سخنی اطلاق می شود که به رعایت وزن و قافیه پای بند نیست. در مقابل نظم، حالت نثر به سبک گفتاری روزمرّه نزدیکتر می باشد. کاربرد نثر بیشتر در توضیح واقعیات و بحث در مورد اندیشه ها و نظرات است. در رسانه ها، فیلم ها، فلسفه، نمایشنامه، تاریخ، زندگینامه، نامه نگاری، مقاله نویسی نشریات و دانشنامه ها بیشتر از نثر بهره می گیرند.روایین...

مترادف و متضاد

نوشته ≠ شعر، نظم

۱. نوشته
۲. پراکنده ≠ شعر، نظم

prose (اسم)
نثر، سخن منثور

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نثر در لغت، صفتی عربی است به معنی پراکنده، سخن پاشیده و غیر منظوم.در قرون اولیه ی هجری ادبای متقدم نثر را از لحاظ اغراض و معانی و بعدها از نظر الفاظ و لغات، به سه نوع ۱. مرسل؛ ۲. فنی؛ ۳. موزون (مسجع) تقسیم کرده اند... البته انواع متنوعی از فن نثر در طی مراحل تطور و تکامل تجربه شد که قدمای بلاغت به آن اشاره ای نکرده اند؛ شاید چون خود به آن دست نیافته بودند. ما در اینجا انواع نثر را از نث...

فرهنگ فارسی ساره

دیپ


کلمات مرتبط

  • نثر اللالی
  • نثر نوشتن
  • نثر نویس
  • نثر نویسی
  • نثر طوبی
  • نثر فارسی
  • نثر الجواهر و الدرر فی علماء القرن الرابع عشر
  • نثر الدر المکنون من فضائل الیمن المیمون
  • نثر الدر فی المحاضرات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات