معانی کلمه : نت
لغت نامه دهخدا
نت . [ ن َت ت ] (ع مص ) پرباد گردیدن منخرین و منتفخ شدن آن از خشم . (از منتهی الارب ) (از معجم متن اللغة). نتیت . (معجم متن اللغة). رجوع به نتیت شود.
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی ) نشانه های گرافیکی نمایندۀ صدا در نظام خطوط حامل که هفت نشانه با نام های دو، رِِ، می، فا، سِل، لا، و سی هستند.
۲. (موسیقی ) صدایی که هر یک از این نشانه ها نمایندۀ آن است.
۳. خلاصه ای از یک کتاب، جزوه، یا سخنرانی، یادداشت.
۲. (موسیقی ) صدایی که هر یک از این نشانه ها نمایندۀ آن است.
۳. خلاصه ای از یک کتاب، جزوه، یا سخنرانی، یادداشت.
فرهنگ معین
(نُ ) [ فر. ] (اِ. ) = نوت : ۱ - یادداشت . ۲ - الفبای مخصوص موسیقی : دو، ر، می ، فا، سل ، لا، سی . ۳ - (عا. ) اسکناس .
دانشنامه آزاد فارسی
نُت (note)
در موسیقی، نشانۀ نوشتاری نشان دهندۀ زیرایی (زیروبم) و مقدار کشش صدایی که یک آوای موسیقایی باشد.
در موسیقی، نشانۀ نوشتاری نشان دهندۀ زیرایی (زیروبم) و مقدار کشش صدایی که یک آوای موسیقایی باشد.
wikijoo: نت
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
note (اسم)
یادداشت، تبصره، نت، یادداشت ها، نوت موسیقی، کلید پیانو، اهنگ صدا
فرهنگستان زبان و ادب
{note} [موسیقی] هریک از نشانه های مختلفی که برای ثبت اصوات و سکوت های موسیقایی و ویژگی های آنها نزد اقوام گوناگون در دوره های مختلف به کار رفته باشد
