نبی . [ ن ُب ْ با ] (ع اِ) ج ِ ناب ، بمعنی پشته . (از منتهی الارب ). رجوع به ناب شود.
نبی . [ ن ُ ب َی ی ] (ع اِ مصغر) تصغیرِ نَبی ّ. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به نبی شود.
۱. پیغمبر.
۲. خبردهنده از غیب به الهام خداوند.
قرآن مصحف: ◻︎ به سورهسورت تورات و سطرسطرِ زبور / به آیت آیت انجیل و حرفحرفِ نبی (ادیب صابر: ۳۰۰).
(نُ) (اِ.) قرآن مجید.
(نَ یّ) [ ع . ] (ص .) پیغامبر. ج . انبیاء، نبیون .
گروهی پیشتاز، از هنرجویان مدرسۀ هنری ژولیان که به شیوۀ گوگن نقاشی میکردند و او را در حوزۀ هنر، خداوند نقاشی میپنداشتند
(تلفظ: nabi) (عربی) پیغمبر ، رسول ؛ (به مجاز) حضرت محمد (ص) .[چنانچه این کلمه به صورت نُبی /nobi/ خوانده شود به معنای ' قرآن ' است که اصل آن فارسی است].
پیغمبر، رسول، رسول، فرستاده، مرسل، وخشور، وخشور