کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نبود | کلماتور
معانی کلمه : نبود
تلفظ بین المللی :
/nˈabuːd/
تلفظ :
[n'abu:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نبود عدسی
مردی که انجا نبود
اون روز که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود
عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود
یکی بود و یکی نبود
اکچی میتسوهیده مردی که خدا عاشقش نبود
اگر قره قاچ نبود
خدایی که انجا نبود
روزی بود روزی نبود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نبود. [ ن َ ] ( مص مرخم ، اِمص ) نبودن. نابودن. عدم. نیستی. مقابل بود: بود و نبودش یکی است ؛ وجود و عدمش بی تفاوت است.
فرهنگ معین
(نَ ) (مص مر. ) عدم ، نیستی .
فرهنگ فارسی
نابودن عدم نیستی .
مترادف و متضاد
عدم، فنا، نیستی ≠ بود، هستی
کلمات مرتبط
نبود عدسی
مردی که انجا نبود
اون روز که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود
عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود
یکی بود و یکی نبود
اکچی میتسوهیده مردی که خدا عاشقش نبود
اگر قره قاچ نبود
خدایی که انجا نبود
روزی بود روزی نبود
نظرات