معانی کلمه : نبراس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چراغ، مصباح.
۲. سرنیزه.
۲. سرنیزه.
فرهنگ معین
(نِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - چراغ ، مصباح . ۲ - سر نیزه ، سنان . ۳ - شیر، اسد. ۴ - دلیر، بی باک .
فرهنگ فارسی
چراغ، مصباح، سرنیزه، نباریس جمع
( اسم ) ۱ - چراغ مصباح .۲ - سرنیزه سنان ۳ - شیراسد.۴ - دلیربی باک .
( اسم ) ۱ - چراغ مصباح .۲ - سرنیزه سنان ۳ - شیراسد.۴ - دلیربی باک .
فرهنگ اسم ها
اسم: نبراس (دختر) (عربی) (تلفظ: nebrās) (فارسی: نِبراس) (انگلیسی: nebras)
معنی: چراغ، مصباح، سرنیزه
معنی: چراغ، مصباح، سرنیزه
مترادف و متضاد
۱. چراغ، مصباح
۲. اسد، شیر
۳. سرنیزه، سنان
۴. بیباک، دلاور، دلیر
