Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نبار

تلفظ بین المللی : /nˈabˈɑr/ تلفظ :‌ [n'ab'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ان مان نباران
  • نباری
  • نباریس
  • نباریدن
  • نباریدن موقت
  • نبارش
  • نباره
  • رود نابرجا
  • زغال سنگ نابرجا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نبار. [ ن ِ ] (ع اِ) انبار. ج ِ نِبْر. (المنجد). رجوع به نبر و نیز رجوع به اَنبار (ع اِ) شود.

نبار. [ ن َب ْ با ] (ع ص ) زبان آور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فصیح . (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). فصیح در کلام . (از معجم متن اللغة): رجل نبار بالکلام ؛ ای فصیح . (اقرب الموارد) (المنجد). || سخت بانگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخت بانگ کننده ....

فرهنگ فارسی

زبان آور فصیح .

کلمات مرتبط

  • ان مان نباران
  • نباری
  • نباریس
  • نباریدن
  • نباریدن موقت
  • نبارش
  • نباره
  • رود نابرجا
  • زغال سنگ نابرجا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات