معانی کلمه : ناگوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] نامطبوع، ناخوشایند: حوادث ناگوار.
۲. بدمزه.
۳. خوراکی که در معده هضم نشود.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] امتلا، سوء هاضمه، تخمه.
۲. بدمزه.
۳. خوراکی که در معده هضم نشود.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] امتلا، سوء هاضمه، تخمه.
فرهنگ معین
(گُ ) (ص . ) ۱ - نامطبوع ، ناخوش آیند. ۲ - هضم نشده .
فرهنگ فارسی
نامطبوع، ناخوش آیند، بدمزه، تخمه، امتلائ، ناگور
( صفت ) ۱ - ناگوارنده سخت هضم . ۲ - ناخوشایند بذایقه نامطبوع . ۳ - غیرقابل تحمل نادلپسندمقابل گوارا.
( صفت ) ۱ - ناگوارنده سخت هضم . ۲ - ناخوشایند بذایقه نامطبوع . ۳ - غیرقابل تحمل نادلپسندمقابل گوارا.
مترادف و متضاد
تلخ، منغص
دشوار، سخت، کریه
ناپسند، ناخوشایند
دلخراش، فجیع ≠ گوارا
امتلا، بدهضم، ثقیل، دیرهضم
۱. دلخراش، فجیع
۲. امتلا، بدهضم، ثقیل، دیرهضم
۳. ناپسند، ناخوشایند
۴. تلخ، منغص
۵. دشوار، سخت، کریه ≠ گوارا
