Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناگهان

تلفظ بین المللی : /nɑɡˈahɑn/ تلفظ :‌ [nAg'ahAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • ناگهان افتادن
  • ناگهان ایجاد شدن
  • ناگهان بیهوش شدن
  • ناگهان توقیف کردن
  • ناگهان رخ دادن
  • ناگهان رفتن
  • ناگهان سر خوردن
  • ناگهان سقوط کردن
  • ناگهان شعله ور شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ناگهان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، در 12 هزارگزی مشرق فریمان و 4 هزارگزی شمال جاده ٔ شوسه ٔ عمومی تربت جام به مشهد. در دامنه ٔ معتدل هوائی واقع است و 41 تن سکنه دارد. آبش ازقنات و محصولش غلات و شغل مردمش زراعت است . راه مالرو دارد. در فصل تابستان از جاده ٔ فریمان با ماشین می توان به آنجا رفت . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)....

فرهنگ عمید

۱. غفلتاً؛ بی‌خبر.
۲. بی‌وقت؛ سرزده؛ ناگاه.
⟨ ازناگهان: [قدیمی] ناگاه؛ ناگهان؛ غفلتاً: ◻︎ برآساید از ما زمانی جهان / نباید که مرگ آید ازنا گهان (فردوسی: ۲/۲۵۴).

۱. غفلتاً، بی خبر.
۲. بی وقت، سرزده، ناگاه.
* ازناگهان: [قدیمی] ناگاه، ناگهان، غفلتاً: برآساید از ما زمانی جهان / نباید که مرگ آید ازنا گهان (فردوسی: ۲/۲۵۴ ).

فرهنگ معین

(گَ ) (ق . ) بی خبر، ناگاه .

فرهنگ فارسی

بی وقت، بی خبر، سرزده، ناگاه
ناگاهان : ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها ای آتشی افروخته در بیشه اندیشها. ( دیوان کبیر۴:۱ )
دهیست از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد .

دانشنامه عمومی

ناگهان (اسپانیایی: Tan de repente) فیلمی در ژانر کمدی-درام است که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد.۲۶ آوریل ۲۰۰۲ (۲۰۰۲-04-۲۶) (آرژانتین)۲۵ ژانویه ۲۰۰۳ (۲۰۰۳-01-۲۵) (هلند)مارسیا یک دختر چاق و بی عرضه است که در یک فروشگاه لباس فروشی کار می کند که مشتری زیادی ندارد. او اعتماد به نفس پایینی دارد و افراد زیادی تمایل دوستی با او را ندارند. تا اینکه یک روز زندگی خسته کننده ی او توسط دو غریبه کاملاً دگرگون میشود و......

مترادف و متضاد

بغتتاً، بناگاه، بی‌خبری، بی‌خبر، غفلتاً، غیرمترقب، فجات، ناگاه، نبهره

unaware (صفت)بی خبر، ناگهان، غافل، ناخود اگاه، بی اطلاعslapdash (صفت)ناگهان، بی پروا، عجول و بی دقتtaken aback (صفت)ناگهانabruptly (قید)ناگهان، غفلتاsuddenly (قید)ناگهان، غفلتا، یک بارهای، اتفاقا، سرزده، بطور غافلگیرunawares (قید)بی خبر، ناگهان، ناخود اگاه، بی اطلاع، ناخود اگاهانه...

واژه نامه بختیاریکا

بی گمُوی؛ بی همد؛ یَه هِندا ( یه هنا ) ؛ یَه هَو؛ هُتا هُت ( هُتُرهُت ) ؛ رَو کُنی؛ یه خَوَر

کلمات مرتبط

  • ناگهان افتادن
  • ناگهان ایجاد شدن
  • ناگهان بیهوش شدن
  • ناگهان توقیف کردن
  • ناگهان رخ دادن
  • ناگهان رفتن
  • ناگهان سر خوردن
  • ناگهان سقوط کردن
  • ناگهان شعله ور شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات