معانی کلمه : ناگفتنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه شایستۀ گفتن نباشد، آنچه نباید گفت: مگو ناگفتنی در پیش اغیار / نه با اغیار با محرم ترین یار (نظامی۲: ۲۴۹ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که شایسته گفتن نیست مطلب ناپسند : نامردمی نورزی وورزی تو مردمی ناگفتنی نگویی و گویی تو گفتنی . ( منوچهری .د.چا.۲ ) ۱۳٠:۲ - آنچه که باید پوشیده ماند و بدیگری اظهار نشود: مگو ناگفتنی در پیش اغیار نه با اغیار محرم ترین یار. ( نظامی لغ. ) مقابل گفتنی .
مترادف و متضاد
unspeakable (صفت)
توصیف ناپذیر، غیر قابل بیان، نا گفتنی
inexpressible (صفت)
غیر قابل بیان، غیر قابل اظهار، نا گفتنی
