Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناگزیر کردن

تلفظ بین المللی : /nɑɡˈozir kˈardan/ تلفظ :‌ [nAg'oziR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رنگ ناپذیر کردن
  • ناگوار کردن
  • ناگزیر
  • ناگزیر باش
  • ناگزیر شدن
  • ناگزیر ساختن
  • مسافر ناگزیر
  • مسافر ناگزیر عمومی
  • امر ناگزیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ناگزیر کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ناچار کردن. وادار کردن.
- ناگزیر کردن از ؛ واداشتن به. مجبورکردن به. رجوع به ناگزیر شود.

فرهنگ فارسی

ناچار کردن . وادار کردن

مترادف و متضاد

coerce (فعل)
بزور وادار کردن، ناگزیر کردن

کلمات مرتبط

  • رنگ ناپذیر کردن
  • ناگوار کردن
  • ناگزیر
  • ناگزیر باش
  • ناگزیر شدن
  • ناگزیر ساختن
  • مسافر ناگزیر
  • مسافر ناگزیر عمومی
  • امر ناگزیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات