Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناکرده کار

تلفظ بین المللی : /nɑkˈardeː kˈɑr/ تلفظ :‌ [nAk'aRde: k'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کار ناکرده
  • نکرده کار را نبر به کار
  • نکرده کار
  • نادره کار
  • نادیده کار
  • کاراموزی نکرده
  • ناکردکار
  • ناکرده
  • ختنه ناکرده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناکرده کار. [ ک َدَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه بر حقیقت کار هیچ اطلاعی نداشته باشد. ( آنندراج ). آنکه کاردان و کارآزموده و تجربه کار نباشد. ( ناظم الاطباء ). ناآزموده. نامجرب. کارناکرده. نکرده کار. ناشی. ناوارد به کار :
چسان کار بگشاید از روزگار
به ناکرده کاری فتاده ست کار.
ملاطغرا( از آنندراج ).
- امثال :
ناکرده کار رامبر به کار.

فرهنگ عمید

آن که کاردان و کارآزموده نباشد، ناشی، بی تجربه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کار آزموده و مجرب نیست بی تجربه ناشی : چسان کار بگشاید از روزگار بنا کرده کاری فتا دست کار .

کلمات مرتبط

  • کار ناکرده
  • نکرده کار را نبر به کار
  • نکرده کار
  • نادره کار
  • نادیده کار
  • کاراموزی نکرده
  • ناکردکار
  • ناکرده
  • ختنه ناکرده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات