Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناکح

تلفظ بین المللی : /nˈɑkeh/ تلفظ :‌ [n'Akeh]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ناکحه
  • دگرگونی ناحیه ای
  • رئیس خط ناحیه
  • رائی ناک
  • التهاب ناحیه ای ایلیوم
  • رشد نامحدود
  • رعشه ناک
  • انتوفاگاستا ناحیه
  • ژار ناک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناکح. [ ک ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از نکح است. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نکح شود. || نکاح کننده. ذات زوج. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).آنکه ازدواج میکند. ( از معجم متن اللغة ). زن دارای شوهر. ( ناظم الاطباء ). زن شوهرکننده. زن شوهردار. که همسر دارد. زوج. زوجه. آنکه نکاح کند. کابین کننده. || جماع کننده.

فرهنگ عمید

آن که خطبۀ عقد ازدواج را می خواند، عاقد.

فرهنگ معین

(کِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - مرد زن دار. ۲ - زن شوهردار.

فرهنگ فارسی

کسی که زناشویی کند، مردزن دار، زن شوهردار
(اسم ) نکاح کننده ازدواج کننده جمع : ناکحین .

کلمات مرتبط

  • ناکحه
  • دگرگونی ناحیه ای
  • رئیس خط ناحیه
  • رائی ناک
  • التهاب ناحیه ای ایلیوم
  • رشد نامحدود
  • رعشه ناک
  • انتوفاگاستا ناحیه
  • ژار ناک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات