کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناپرسیده | کلماتور
معانی کلمه : ناپرسیده
تلفظ بین المللی :
/nɑpˈorsidˌeː/
تلفظ :
[nAp'oRsid,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شوهر نارسیده
مرد نارسیده
نارسیده
ناپرسیدنی
نپرسیده
کاشتینۀ ناپوشیده
ناگرویده
ناخریده
نرسیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ناپرسیده. [ پ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سؤال نشده. نخواسته.
- ناپرسیده گفتن ؛ بدون مقدمه گفتن. بدون اینکه سؤال شود و بخواهند گفتن : اما سخن ناپرسیده مگوی تا در رنج نادانسته نیفتی. ( منتخب قابوسنامه ص 29 ). ناپرسیده مگوی. ( خواجه عبداﷲ انصاری ). سخن ناپرسیده همه را سخره تیغ یاساگردانید. ( وصاف ص 341 ). او را گرفته بیاوردند، ناپرسیده بر تیغ گذرانید. ( وصاف ص 325 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - سوال نشده :[ اماسخن ناپرسیدهمگوی تادررنج نادانسته نیفتی .]
مترادف و متضاد
unasked
(صفت)
پرسیده نشده، مطالبه نشده، ناپرسیده، سوال نشده، خواسته نشده
کلمات مرتبط
شوهر نارسیده
مرد نارسیده
نارسیده
ناپرسیدنی
نپرسیده
کاشتینۀ ناپوشیده
ناگرویده
ناخریده
نرسیده
نظرات