Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناو جوان

تلفظ بین المللی : /nˈɑv dʒavˈɑn/ تلفظ :‌ [n'Av dZav'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جوان است و جویای نام امده
  • نان جوانۀ گندم
  • ویژه نو جوانان
  • نان سال های جوانی
  • جان نات
  • ناز جان شیرین ک
  • ناز جان شیرین کار
  • ناوجوان
  • توزنده جان نو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناوجوان. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان ارومیه ، در 19 هزارگزی جنوب غربی هشتیان و 1500 گزی راه ارابه رو سرو. در دامنه سردسیری واقع است و 41 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه سرو و چشمه ، محصولش غلات و توتون ، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی آنجا جوراب بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان رضائیه در ۱۹ هزار گزی جنوب غربی هشتیان و یکهزار و پانصد گزی راه ارابه رو سرو در دامنه سردسیری واقعست و ۴۱ هزار تن سکنه دارد .

کلمات مرتبط

  • جوان است و جویای نام امده
  • نان جوانۀ گندم
  • ویژه نو جوانان
  • نان سال های جوانی
  • جان نات
  • ناز جان شیرین ک
  • ناز جان شیرین کار
  • ناوجوان
  • توزنده جان نو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات